اگر بعد از کلیک کردن روی لینک بالا با پخش کننده روبرو شدید روی سه نقطه ایی که روی پخش کننده هست بزنید و گزینه بارگیری را انتخاب کنید و همچنین میتوانید از طریق پخش کننده زیر این سخنرانی را دانلود کنید.
يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [بقره: ۲۲۹] اینجا در
سیاق طلاق از حدود الهی سخن گفته شده، یعنی جاهایی
که عبور از آن جایز نیست. سپس عبورکنندگان از این حدود،
ستمگر نامیده شدهاند. در نگاه بیشتر مردم، ظلم یعنی زیر
پا گذاشتن حق دیگران اما اینجا هرچند سخن از طلاق است،
آنچه ظلم نامیده شده عبور از حدود الهی است.
از این دست آیات بسیار است، اما حرف من چیست؟
میگویم: وقتی تصور من از
واژهای از طریق قرآن
و وحی شکل گرفته باشد آن واژه گستردهتر
میشود و داستانش هم بزرگتر چون قطعا
ستم در حق مردم و حتی حیوانات هم ظلم است،
اما داستان این واژه در میان مردم به حدی
ناقص است که بزرگترین ظلم یعنی شرک در
حق خداوند و عبور از حدود الهی را شامل
نمیشود. در نگاه مردم کسی که به سگها
غذا میدهد و به مردم لبخند میزند و حق کسی
را نخورده اما مرتکب شرک میشود ظالم نیست!
چطور واژههای قرآنی وارد
زندگی ما شوند؟ نخست
از طریق آشنایی زودهنگام با قرآن. برای همین در
گذشته کودکان در سنین کم با قرآن آشنا میشدند
و در سرزمینهایی، بسیاری از کودکان تا سن نه
سالگی حافظ قرآن میشدند. به این ترتیب داستان
واژهها در قرآن فراموش نمیشد و به حاشیه نمیرفت
همینطور بسیار خواندن قرآن با ترجمهٔ معانی،
به روشن شدن معانی قرآنی در ذهن ما میانجامد
. واژههایی مانند «علم»، «جهل»، «ظلم»، «جرم»،
«رحمت» و… داستان قرآنی متفاوتی با همین کلمات در
کاربرد جامعه دارد. جالب است که برخی از همین
واژههای قرآنی یا وحیانی بعدها توسط جریان سکولار
به نفع خودشان یا علیه مخالفانشان مصادره شد. مثلا
واژههای «تجدید، تجدّد» یا «اصلاح»
یا «جهل» که در معنایی کاملا مغایر مورد سوء استفاده قرار گرفتند.
حفظ قرآن تنها حفظ ظاهر حروف آن نیست. بازگشت به معانی قرآن و روایت قرآن از کلمات پرکاربرد نیز حیاتی است. آیا قرآن نقشی در شکل گیری داستان کلمات در ذهن من دارد؟ پرسش مهم این است.
✍️ عبدالله محمد
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
تغییر معنای کلمات قرآنی نزد مردم از عوامل ایجاد شبهات و کجفهمیها را در کانال تلگرام رد شبهات ملحدین بخوانید.
در نصوص دینی و روایات تاریخی «خوارج» در حوزۀ اندیشه و عملکرد، بدترین و
شرورترین فرقۀ منتسب به اسلام معرفی شدهاند و صرف نظر از خصوصیات و صفاتی که در احادیث صحیح
برای آنها ذکر شده است اما سه ویژگی دربارۀ این قوم بسیار برجسته بوده که موجب دشمنی با
انسانها و از بین بردن آبادانیها و گسترش فساد عقیده و ایجاد تشدد و افراطگرایی شده است.
این سه مورد عبارتند
از: «حُکم به تکفیر ناروای مسلمین»، «مباح دانستن کشتار مسلمین» و
«خروج از جماعت مسلمین» که دقیقاً خوارجِ نخستین، همین اعمال را انجام میدادند و «هرکس
که با آنها مخالفت میکرد، خون و مال و زنش را حلال میدانستند.» [1]
با این توضیحات
اکنون به سخن خاورشناس متعصب دانمارکی، پاتریشیا کرون(وفات، 2015م) توجه کنید
که چگونه خوارجی را که هنوز آثار خون و سفّاکی آنها در تاریخ مشهود است را به لحاظ نظام سیاسی،
یک نظام دموکراتیک معرفی مینماید.
وی در کتاب “تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام” مینویسد:
«در نظریۀ سیاسی خوارج موازنۀ قدرت به نفع جامعه است. از همین رو آنان را دارای دیدگاهی
“دموکراتیک” دانستهاند.» [2]
در اینکه آیا اساساً
نظام دموکراتیک مورد تأیید اسلام است و یا نه؟، ورود پیدا نمیکنیم چرا
که این خود موضوعی مفصل بوده و مجال تشریح آن در اینجا نیست. اما بنگرید که این
خاورشناس که به تاریخدان صدر اسلام هم مشهور است، چگونه یک گروه خاطی و جنایتکار
را که با تمام مخالفانشان سرِ ستیز داشته و نه تنها در اندیشه بلکه در عمل نیز تمام تلاش
خود را در جهت حذف مخالفانشان بکار گرفته است آنگاه با دیدگاهی دموکراتیک معرفی میشود؟!
آری، اگر در عملکرد، با دولتهای غربی و همچنین رژیم سفّاک صهیونیستی -مدعی نظام
دموکراتیک- مقایسه شود، مشخص میگردد که نتیجه چنین نظامی جز جنایت و کشتار و نابودی
نیست. و در این حالت، مصداقاً میتواند همخوانی داشته باشد.
از طرفی هم اساساً
خوارج با نظام دموکراتیک در تضاد آشکار است نه اینکه اصل این نظام را به
بهانۀ ضدیت با اسلام و یا عدم موافقت با اسلام ردّ نماید بلکه چون عملکرد و اندیشۀ این فرقه
به ذات خودش با توجه به نوع جهان بینیای که دارد نمیتواند منطبق باشد.
بنابراین این سخن پاتریشیا کرون درست نیست و معلوم نبوده که بر چه معیاری چنین نتیجهگیری
واهیای گرفته است[3] هرچند چنین نظری را به دیگران نسبت داده است که مردود بودن آن آشکار است.
در ضمن هدف ما در اینجا تبرئه کردن حکومت دموکراتیک غربی از جنایات ناشی از آن نوع
حکومت نیست بلکه صرفاً نقد نظر آن خاورشناس بوده است که نشان دهیم کارنامۀ
خوارج در تاریخ سیاهتر از آن است که بشود با گرایشهای دموکراتیک بودنش زیبا جلوه داد.
📚پینوشتها:
[1] نک: فتح الباری لابن حجر، ج12، ص284.
[2] تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام، پاتریشیا کرون، ترجمه: مسعود جعفری، (تهران، نشرسخن، چاپ اول، 1389)، ص116.
[3] این خاورشناس متعصب غیر از آن مورد، دارای نظریات واهی دیگری هم است مانند ادعای تشکیک در اصالت قرآن کریم به لحاظ تاریخی و نیز تردید در مکان مکه در عربستان.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾