نویسندۀ این مقاله به بررسی کتاب “خواجه زن” اثر ژرماین گریر میپردازد که مهمترین کتاب مکتب فمنیسم بشمار میرود و مرجع بیشتر جریانهای فمنیستی است.
گرچه این مقاله مختصر و کوتاه است اما در همین صفحات اندک، ثابت میکند که فمنیسم در واکنش به ظلمها و ضعفهای اخلاقی و عقیدتی و اجتماعی کلیسایی حاکم بر اروپا شکل گرفته و تمام مطالبی که “مادر فمنیستها” ژرماین گریر مطرح کرده در اسلام نهی و ممنوع است و گاهی به عنوان جرم تلقی میشود و بازخواست دارد.
از همین روی نویسنده بیان میدارد که پایبندی زنان به فمنیسم در جوامع اسلامی گرچه خطرناک است و باید با آن مقابله کرد اما نشان از ناآگاهی زنان باورمند بدان به حقیقت و ماهیت اسلام دارد.
کفتارها دریدند، روباهها خندیدند… و ما هنوز خواب ماندهایم!
دشمنان اسلام
دشمنان اسلام از هر سو به مانند کفتاری درنده و وحشی تکهای از تنِ خستۀ امت اسلام را میدرند و روباهها نیز، زیر سایۀ درختِ انسانیت و حقوقِ بشر لم داده و با شادمانی به این صحنهها مینگرند… همان درختی که سایهاش بر مسلمانان حرام است. وقتی کفتارها روی خونِ زنان و کودکان مسلمان راه میروند و پایشان میلغزد، سگها و روباهها یکصدا برای کفتارها اشک میریزند و لاشۀ گندیدۀ حقوق بشر و انسانیت را دوباره عَلَم میکنند و ضجههای ظلمستیزی سر میدهند.
تا بوده، کفتارها دریدند و روبَهان و سگان بر این پیکرها رقصیدند و شن و خاکِ پر از سُرب و خونِ غزه، میانمار، بوسنی و هرزگوین، ترکستان، افغانستان، عراق و… گواهِ این جنایات است. خون شیرخوارگانِ رفح، تهران، بغداد و سویدا گلوی چرکین و حاقدِ یهـودیزادگان و یهـودیپرستان را تَر کرده است و تشنگی زبانِ متعفنشان تا آخرین قطرۀ خون این امت رفع نمیشود.
با تویی هستم که استخوان در گلو، اشک در چشم و خشم در دل به این صحنهها مینگری و نمیتوانی مُشت غضب و انتقام را در صورت این سفاکان بکوبی!
گمان مبر که یهود و غرب پشت مرزهای ما نشستند و سلاحشان توپ و تانک است و بس!
سلاحشان همان شبهات و شهواتیست که هربار بر دهانِ یکی از نوکران و کاسهلیسانِ سخیفشان استفراغ میشود… همان لیبرالها، سکولارها، فمنیستها، آتئیستها و دیگر ویروس و میکروبهاییست که مانند سلولهای سرطانی هربار در جایی رشد میکنند و دستمالِ اربابشان هستند تا هم آنان را سفیدشویی کنند، هم افکار این امت را با ترهاتی مانند: جدایی دین از سیاست، سکولاریسم و حکومت دموکراتیک، قبیلهگرایی و ناسیونالیسمِ دروغین، آزادی حجاب و آزادی زنا و لواط، تبدیل زندگی زن به آزادی هرزگی به عنوان پایۀ خانواده و… سیاه و متعفّن کنند.
فکر و عقیده
برای این دشمنان که با زور و زَر و زِر اربابشان به جان فکر و عقیدۀ این امت افتادهاند چکار کردهای؟
برنامهای برای اینکه قرآن بخوانی و یاد بگیری و به آن عمل کنی داری؟
دینت را به اندازهای یاد گرفتهای که بتوانی از آن در برابر آنها دفاع کنی؟
چه مدت از وقتت را برای تقویت ذهن (مطالعه) و تقویت جسم (ورزش) صرف کردی که در برابر دشمنان امت قوی باشی؟
همچنان که آنان زبان تو را یاد میگیرند تا بهتر به جنگ روانی-رسانهای تو بیایند، زبانشان را یاد گرفتهای؟
اصلا خودت را در یک جنگ تمام عیار تصور کردهای یا تنها اسیر قابِ موبایلت شدهای و اخبار و چتهای فضای مجازی را ورق میزنی؟
واقعا وقت آن نرسیده که خودت را یکی از کمانداران کوه أحد فرض کنی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به آنها دستور داده بود ایستادگی کنند؟
خواهران و برادرانت به دست دشمن در حال تکهتکه شدن هستند… وقتت را تلف نکن! مبادا ناامید شوی و دست برداری…
چرا تمدّن کنونی در حال مرگ است؟ بخش اول : اقتصاد | رد شبهات ملحدین
تقسیمبندیهای مرسوم
یکی از تقسیمبندیهای مرسوم میان اهل علم برای مطالعۀ انسانها، تقسیمبندی بر اساس «تمدّن» است که شامل کُلّیات عقیدتی، فرهنگی، اقتصادی، پوشش و… میشود. به عنوان مثال تمدّن اسلامی برای قرنها مهمترین تمدّن روی زمین بود، چرا که تعیینکنندۀ مهمترین معادلات سیاسی، نظامی، اقتصادی، علمی و… حکومتهای مسلمان بودند.
فرقی نمیکرد که آن حکومت سلسلههای عربی (امویان، عبّاسیان و…) باشد یا سلسههای کُردی (ایّوبیان و…) یا سلسلههای تُرک (سلجوقیان، عثمانیان و…)؛ تمدّن فقط یک تمدّن بود، آن هم تمدّن اسلامی بود.
آن چیزی که به وضوح مشهود است، در عهد معاصر ما، تمدّن غالب بر جهان، تمدّن غربی بودهاست.
اکثر مردم مؤثّر جهان، آنگونه فکر میکنند که کتب رُمان و فیلمها و سریالهای تمدّن
غربی در ذهنشان تعریف میکنند، آنگونه لباس میپوشند که برندهای صنعت
مُد غربی طرّاحی میکنند، آن شغلهایی را انتخاب میکنند که در تمدّن غربی محترم شمرده میشود و…
بنابراین شکّی نیست که تمدّن غالب دویست سال اخیر در جهان تمدّن
غربی بودهاست، امّا این غالب بودن تمدّن غربی، در حال مرگ است و
به فضل الله متعال بسیار هم زودتر از حدّ انتظار رخ خواهد داد.
در این بخش میخواهیم به یک جنبه از این پایان نگاهی گذرا داشته
باشیم و انشاءالله در بخشهای آتی، به سایر این جنبهها خواهیم پرداخت.
نوع حاکمیت
ابتدا باید با تعریف سه نوع حاکمیت سیاسی/اقتصادی آشنا شویم:
– اَبَردولت سالاری
– اَبَرشرکت سالاری
– سرمایهداری
▪️اَبَردولت سالاری:
به حکومتهایی که تمام و یا اکثر چرخۀ اقتصادی و صنعتی کشور، مستقیم و یا غیرمستقیم تحت اختیار و حمایت دولت باشد، گفته میشود. در این حکومتها خواه یا ناخواه انحصار، فساد سیستماتیک و در نتیجه ناکارآمدی جزئی جداییناپذیر است. حکومتهایی مانند اتّحاد جماهیر شوروی یکی از مصادیق چنین نوع حاکمیت سیاسی/اقتصادی میباشند.
لازم به ذکر است که این نوع حکومتها، خودنابودگر هستند، چراکه هیچ دولتی وجود ندارد که بتواند همهچیز را به بهترین و کارآمدترین نحو اداره کند، بنابراین پس از مدّتی در ادارۀ امورات گوناگون کشور اختلالات گسترده ظاهر میشود و خود آن ملّت با یک جرقّه بر علیه حکومت شورش میکنند و آن را ساقط میکنند.
لازم به ذکر است که یکی دیگر از مضرّات این نظام سیاسی/اقتصادی این است که خواه یا ناخواه وقتی اکثر قدرت و ثروت یک کشور در اختیار عدّهای خاص از سیاستمداران و نظامیان قرار بگیرد، بدنۀ حاکمیت از ملّت خود فاصله میگیرد و با امر و نهیهای مُکرّر و بیمورد، جامعه احساس حقارت جمعی میکنند و برای احیای عزّت و کرامت انسانی خود بر علیه حاکمیت شورش میکنند.
در حال حاضر اَبَرقدرتهای شرق جهان، یعنی روسیه و چین، گرفتار چنین نوع حاکمیتی هستند.
▪️اَبَرشرکت سالاری:
به حکومتهایی گفته میشود که در آن، چند شرکت انگشتشمار، مالک بخش اعظمی از داراییهای کشور میشوند. به عنوان مثال امروزه در اکثر کشورهای قدرتمند و ثروتمند جهان، تمام رسانههای کشور در اختیار چند شخص انگشتشمار است که اتّفاقاً مالک اکثر ثروت و صنعت آن کشور نیز هستند.
حاکمیت
در چنین نوع حکومتی، حاکمیت کاملاً در برابر اَبَرشرکتها و مالکان آنها تسلیم میشود و بیدفاع است، چراکه اگر با آنها مخالفتی کند، بلافاصله از طریق نفوذ خود در بانکها و کارخانجات و بازار و… بحران اقتصادی ایجاد میکنند و از طریق رسانههای در اختیارشان مردم را تبدیل به ارتش خود میکنند و به وسیلۀ آنها با حاکمیت اعلان جنگ میکنند. معضل اصلی چنین حاکمیتی این است که تصمیمات حکومت، بر اساس منافع ملّی و عمومی اتّخاذ نمیشود،
بلکه صرفاً بر اساس منافع گروهی بسیار خاص تصمیمات حکومتی گرفته و اجرا میشوند که ممکن است بعضاً با منافع ملّی در تضاد باشند. به عنوان مثال پُر واضح است که در حال حاضر، حمایت از رژیم صهیونیستی اشغالگر، با منافع ملّی و عمومی ایالات متّحدۀ آمریکا در تضادّ و تعارض است، اما از آنجا که بخش اعظم اقتصاد و صنعت و رسانۀ آمریکا در اختیار یهودیان است
و لابیهای صهیونیستی هستند که تعیین میکنند چه کسی در بدنۀ سیاسی حاکمیت چه منصبی را به دست آورد، حکومت ایالات متّحدۀ آمریکا مجبور است که به جای منافع ملّت آمریکا، از منافع صهیونیستها حمایت کند و به ضرر ملّت خود اقدام نمایند.
مشابه همین واقعه در خصوص کشورهای عضو اتّحادیۀ اروپا در جنگ روسیه و اوکراین نیز رخ داد و اقتصادهای بحرانزدۀ قدرتهای صنعتی اروپا اثباتکنندۀ این ادّعاست.
▪️سرمایهداری:
به حکومتی گفته میشود که در آن چند ویژگی کلّی برقرار است:
– میان حکومت و مردم از لحاظ قدرت و ثروت یک توازن نسبی برقرار است. یعنی مجموع قدرت و ثروت تحت اختیار حاکمیت، تقریباً با مجموع قدرت و ثروت ملّت برابر است.
– ثروتمندان زیادی وجود دارند، اما هیچ اَبَرثروتمندی غیر از نهاد حکومت وجود ندارد، چراکه به وجود آمدن اَبَرثروتمندان منجر به فسادهایی مانند انحصار، احتکار، عدم توزیع عادلانۀ ثروت و قدرت و… میشود.
– انحصار در کشور ممنوع است. به عنوان مثال هیچ مرغداری حق ندارد که تمام مرغداریهای یک منطقه و کارخانههای تأمینکنندۀ خوراک و داروی طیور را خریداری کند، بلکه صرفاً باید به توسعۀ مرغداری خود بپردازد.
– رقابت در اقتصاد، علم و… یکی از اصول اساسی است و حکومت باید با تمام قدرت تحت اختیار خود، رقابت سالم در حوزههای اقتصاد، مناصب قدرت، علم و… را حفظ نماید.
– حاکمیت قانون برقرار است و هیچ نهاد فراقانونیِ حاکمیتی و یا خصوصی وجود ندارد.
– تصمیمات کَلان حکومت بر اساس منافع عموم مردم اتّخاذ میشود، و نه بر اساس منفعت عدّهای خاص.
اکثر حکومتهای اسلامی در طول تاریخ تمدّن اسلامی، زیرمجموعهای از حاکمیت سرمایهداری محسوب میشدند. البته لازم به ذکر است که حکومتهای اسلامی، صرفاً چهارچوب کلّی نظام سرمایهداری مانند بازار آزاد، رقابتی بودن، ممنوعیت انحصار و احتکار و… را پذیرفته بودند.
سرمایهداری
حکومتهای غربی در عهد استعمار، نوعی نظام سرمایهداری جدید را با الهام از نظام سرمایهداری اصیل ابداع کردند که طبیعتاً با نظام سرمایهداری اصیل تفاوتهای بارزی داشت و مواردی چون کار کشیدن بیش از حد از نیروی کار و ترویج فحشاء و… که جزء جداییناپذیر سرمایهداری غربی هستند، هیچ ارتباطی به سرمایهداری اصیل نداشته و ندارد،
اما در کل نکتۀ جالب توجه این است که خود حکومتهای غربی از طریق پایبندی به چهارچوبهای کُلّی و مفید نظام سرمایهداری(عدم انحصار، رقابتی بودن بازار و…) بود
که توانستند پیشرفتهای چشمگیری در حوزههای صنعت، جنگ، سیاست، علم و… کنند و یکی از دلایل زوال و نابودی حکومتهای اسلامی معاصر، از جمله عثمانیان، حرکت به سوی نظام اَبَردولتسالاری بود و همین امر منجر به ضعیف شدن و در نهایت شکستشان شد.
تمدن
نکتۀ بسیار مهم این است که حکومتهای تمدّن غربی در حال تبدیل شدن از «سرمایهداری» به «اَبَرشرکت سالاری» هستند که این نوعی خودکشی تمدّنی محسوب میشود. از سوی دیگر هم تکلیف تمدّن اَبَردولتسالار شرق مشخّص و واضح است.
در چنین شرایطی که هر دو تمدّن موجود و غالب در جهان در حال خودکشی و دگرکُشی تمدّتی هستند، فرصت بسیار مناسبی برای ظهور یک تمدّن جدید است که با احیای تفکرّات سرمایهداری اصیل و همچنین ارائۀ ایدههای جدید برای حل کردن هرچه بهتر و کارآمدتر مسائل اقتصادی و سیاسی جهان، بر کلّ جهان مُسلّط شود. لازم به ذکر است
که این به معنای ضمانت 100 درصدیِ احیای تمدّن اسلامی نیست، بلکه صرفاً یک فرصت است که بهره بردن از این فرصت، نیازمند مسلمانانی متعهّد و متخصّص است که هم به علم دین تعهّد داشته باشد و هم به علم دنیا(اقتصاد، سیاست و…)
يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [بقره: ۲۲۹] اینجا در
سیاق طلاق از حدود الهی سخن گفته شده، یعنی جاهایی
که عبور از آن جایز نیست. سپس عبورکنندگان از این حدود،
ستمگر نامیده شدهاند. در نگاه بیشتر مردم، ظلم یعنی زیر
پا گذاشتن حق دیگران اما اینجا هرچند سخن از طلاق است،
آنچه ظلم نامیده شده عبور از حدود الهی است.
از این دست آیات بسیار است، اما حرف من چیست؟
میگویم: وقتی تصور من از
واژهای از طریق قرآن
و وحی شکل گرفته باشد آن واژه گستردهتر
میشود و داستانش هم بزرگتر چون قطعا
ستم در حق مردم و حتی حیوانات هم ظلم است،
اما داستان این واژه در میان مردم به حدی
ناقص است که بزرگترین ظلم یعنی شرک در
حق خداوند و عبور از حدود الهی را شامل
نمیشود. در نگاه مردم کسی که به سگها
غذا میدهد و به مردم لبخند میزند و حق کسی
را نخورده اما مرتکب شرک میشود ظالم نیست!
چطور واژههای قرآنی وارد
زندگی ما شوند؟ نخست
از طریق آشنایی زودهنگام با قرآن. برای همین در
گذشته کودکان در سنین کم با قرآن آشنا میشدند
و در سرزمینهایی، بسیاری از کودکان تا سن نه
سالگی حافظ قرآن میشدند. به این ترتیب داستان
واژهها در قرآن فراموش نمیشد و به حاشیه نمیرفت
همینطور بسیار خواندن قرآن با ترجمهٔ معانی،
به روشن شدن معانی قرآنی در ذهن ما میانجامد
. واژههایی مانند «علم»، «جهل»، «ظلم»، «جرم»،
«رحمت» و… داستان قرآنی متفاوتی با همین کلمات در
کاربرد جامعه دارد. جالب است که برخی از همین
واژههای قرآنی یا وحیانی بعدها توسط جریان سکولار
به نفع خودشان یا علیه مخالفانشان مصادره شد. مثلا
واژههای «تجدید، تجدّد» یا «اصلاح»
یا «جهل» که در معنایی کاملا مغایر مورد سوء استفاده قرار گرفتند.
حفظ قرآن تنها حفظ ظاهر حروف آن نیست. بازگشت به معانی قرآن و روایت قرآن از کلمات پرکاربرد نیز حیاتی است. آیا قرآن نقشی در شکل گیری داستان کلمات در ذهن من دارد؟ پرسش مهم این است.
✍️ عبدالله محمد
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
تغییر معنای کلمات قرآنی نزد مردم از عوامل ایجاد شبهات و کجفهمیها را در کانال تلگرام رد شبهات ملحدین بخوانید.
در نصوص دینی و روایات تاریخی «خوارج» در حوزۀ اندیشه و عملکرد، بدترین و
شرورترین فرقۀ منتسب به اسلام معرفی شدهاند و صرف نظر از خصوصیات و صفاتی که در احادیث صحیح
برای آنها ذکر شده است اما سه ویژگی دربارۀ این قوم بسیار برجسته بوده که موجب دشمنی با
انسانها و از بین بردن آبادانیها و گسترش فساد عقیده و ایجاد تشدد و افراطگرایی شده است.
این سه مورد عبارتند
از: «حُکم به تکفیر ناروای مسلمین»، «مباح دانستن کشتار مسلمین» و
«خروج از جماعت مسلمین» که دقیقاً خوارجِ نخستین، همین اعمال را انجام میدادند و «هرکس
که با آنها مخالفت میکرد، خون و مال و زنش را حلال میدانستند.» [1]
با این توضیحات
اکنون به سخن خاورشناس متعصب دانمارکی، پاتریشیا کرون(وفات، 2015م) توجه کنید
که چگونه خوارجی را که هنوز آثار خون و سفّاکی آنها در تاریخ مشهود است را به لحاظ نظام سیاسی،
یک نظام دموکراتیک معرفی مینماید.
وی در کتاب “تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام” مینویسد:
«در نظریۀ سیاسی خوارج موازنۀ قدرت به نفع جامعه است. از همین رو آنان را دارای دیدگاهی
“دموکراتیک” دانستهاند.» [2]
در اینکه آیا اساساً
نظام دموکراتیک مورد تأیید اسلام است و یا نه؟، ورود پیدا نمیکنیم چرا
که این خود موضوعی مفصل بوده و مجال تشریح آن در اینجا نیست. اما بنگرید که این
خاورشناس که به تاریخدان صدر اسلام هم مشهور است، چگونه یک گروه خاطی و جنایتکار
را که با تمام مخالفانشان سرِ ستیز داشته و نه تنها در اندیشه بلکه در عمل نیز تمام تلاش
خود را در جهت حذف مخالفانشان بکار گرفته است آنگاه با دیدگاهی دموکراتیک معرفی میشود؟!
آری، اگر در عملکرد، با دولتهای غربی و همچنین رژیم سفّاک صهیونیستی -مدعی نظام
دموکراتیک- مقایسه شود، مشخص میگردد که نتیجه چنین نظامی جز جنایت و کشتار و نابودی
نیست. و در این حالت، مصداقاً میتواند همخوانی داشته باشد.
از طرفی هم اساساً
خوارج با نظام دموکراتیک در تضاد آشکار است نه اینکه اصل این نظام را به
بهانۀ ضدیت با اسلام و یا عدم موافقت با اسلام ردّ نماید بلکه چون عملکرد و اندیشۀ این فرقه
به ذات خودش با توجه به نوع جهان بینیای که دارد نمیتواند منطبق باشد.
بنابراین این سخن پاتریشیا کرون درست نیست و معلوم نبوده که بر چه معیاری چنین نتیجهگیری
واهیای گرفته است[3] هرچند چنین نظری را به دیگران نسبت داده است که مردود بودن آن آشکار است.
در ضمن هدف ما در اینجا تبرئه کردن حکومت دموکراتیک غربی از جنایات ناشی از آن نوع
حکومت نیست بلکه صرفاً نقد نظر آن خاورشناس بوده است که نشان دهیم کارنامۀ
خوارج در تاریخ سیاهتر از آن است که بشود با گرایشهای دموکراتیک بودنش زیبا جلوه داد.
📚پینوشتها:
[1] نک: فتح الباری لابن حجر، ج12، ص284.
[2] تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام، پاتریشیا کرون، ترجمه: مسعود جعفری، (تهران، نشرسخن، چاپ اول، 1389)، ص116.
[3] این خاورشناس متعصب غیر از آن مورد، دارای نظریات واهی دیگری هم است مانند ادعای تشکیک در اصالت قرآن کریم به لحاظ تاریخی و نیز تردید در مکان مکه در عربستان.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
اگر بعد از کلیک کردن روی لینک بالا با پخش کننده روبرو شدید روی سه نقطه ایی که روی پخش کننده هست بزنید و گزینه بارگیری را انتخاب کنید و همچنین میتوانید از طریق پخش کننده زیر این ویدئو را دانلود کنید.
پخش آنلاین
نقشه پلید یهود از زبان فعالان مذهبی اهل سنت + ویدئو را برای دیگران ارسال کنید و اجر ببرید